گرچه نوروز در جلوه تقویمی خود تمام شده، اما وجه دیداری و دیدوبازدیدی عید را میتوان تا آستانه رسیدن توت و گیلاس امتداد داد. همچنانکه که «سیر گل و لالهزار» در مزارشریف و تاجیکستان به قالب جشنوارهای بهاری درآمده برای امتداد و کش دادن نوروز و افزایش سطح دیدار پذیری آن در سپهر عمومی جامعه.
این باور نوروزی در میان ما آذربایجانیها در اینسو و آنسوی ارس وجود دارد که «گیلاس و توت یتیشنَه قَدَر بایرام دی». (تا وقتی گیلاس و توت هنوز نرسیده، عید است)
نوروز که در بدایت تاریخی و تمدنی خود عید حوزه عمومی بوده در کدام نقطه چرخش، به تدریج ساحت عمومی را ترک کرده و در قالب دید و بازدیدهای عمدتاً خانگی، خانه نشین شده است؟ این را باید پژوهشگران به ما پاسخ دهند، اکنون وقت آن است که نوروز از خفای خانگی به درآید و در زیر نورِ پیروزی دفاع مقدس ملی بر زوج شوم شیطانی ترامپ-نتانیاهو (که می توان به اختصار آن را ترامپیاهو نامید) وارد حیطه عمومی شود. در این ایام سرشار از بیم و امید، در فضای عیادت از پیکر مجروح میهن، به عید دیدنی یکدیگر رفتیم. اکنون وقت آن است که با چشمانی گشوده به مراقبت از ایران، به عید دینی خود نوروز برویم:
دعا کنیم که دشمن به خاک بنشیند -وطن فروش به خاک هلاک بنشیند
فدای شمع وطن باد جان پروانه- که دور باد از این خانه دست بیگانه (عبدالکریم سروش)
آن که تحت شعار مدنیت سوزی میخواست دست تطاول به خانه ملی ایرانیان دراز کند، اکنون زیر ضرب دورباشِ رزمندگان اسلام و میهن، چارهای جز مذاکره در هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای ملی نمییابد، هر چند که از آداب مذاکره مدنی دور باشد.
بیا که کاخ ستم سخت سست بنیاد است- عدوی ماست که در کنج محنت آباد است (سروش)
شهدا، سربازان و فرماندهانی که کنار پدافندها و لانچرها پای ایران ایستادند، مردمی که در میدانها بر تداوم دفاع ملی پای کوفتند، هلال احمریها، پزشکان، پرستاران، رانندگان آمبولانسها و همه کارکنان کادر سلامت و در کنار آنها، هنرمندان و شهروندان اقلیم قلم که نقد خود را متوجه وطن فروشان کردند. آنان که ابزار مفهومی «کودتا» را مناسب توصیف جنگ تحمیلی دشمنان ایران دیدند و یادآوری تاریخی یکصد ساله عزم ایرانیان به سوی آزادی و استقلال را در حکمت و عزت «یک ۲۸ مرداد دیگر، هرگز» به رخ ترامپ کشیدند یا در فاصلهگیری از دوران خیانت ملی، پیرانه سر در پرتو رزم شکوهمند سربازان و پاسداران این کشور همپای جوانه زنی مدرن ۵۷، دوباره جوان شدند. یا عزیزان دور از وطن که دست رد به سینه وطن فروشان زدند، هرکدام به نوبه خود، سهمی در مضاعف سازی نوروز ما داشتند. باشد که این نوروز پیروزی بدل به نوآغازی در شیوههای حکمرانی جمهوریتی شود. ایرانه خانمِ سرخ پوش همچنان که استاد ما می سرود اکنون دوباره سبزقبا شده است:
باشد که نوبهار دگر باره بگذرد-بر باغ و ر اغ و جنگل انبوهت ای وطن
روزی که لعلگون شود از لالههای سرخ- دامان دشت و دامنه کوهت ای وطن
ای سرخ جامه، سبز قبا گردی عاقبت- هم بگذرد ملولی و مکروهت ای وطن
نگذاریم که دشمنان نام دلخواه بر روایت جنگ بگذارند. نامگذاری فی نفسه یک عملیات است. کنش نامگذاری «نوروز پیروزی ایران» میتواند از طریق بسط و تعمیم دیدوبازدیدهای نوروزی به یک ملاقاتگاه بزرگ ملی در میدانها سامان جدیدی یابد. اکنون میتوان همان تجربه حضور عاشورایی ملت در خیابانها و میادین را که در پیامد شگرفِ خود، چشم امت را در ترکیه و پاکستان و کشمیر و افغانستان و جهان ترک و عرب روشن نمود، یک گام جلوتر برد و به جلوه جمعی نوروزی متصل ساخت.
به این ترتیب رخداد عظیم پیروزی مقاومت ملی فرصتی به دست میدهد تا نوروز نازیسته را در رویت جمعی دوباره زندگی کنیم.